جلال جلالى زاده

210

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

عام مطلق : لفظ عامى است كه همراه آن قرينه‌اى نيست كه احتمال تخصيص را منتفى سازد و نيز قرينه‌اى نيست كه باقىمانده آن را بر عموم منتفى سازد ، اين عام محل بحث در نزد علماى اصول است . عبادت : عملى كه مكلف بر خلاف هواى نفس به خاطر تعظيم پروردگار انجام مىدهد . عبادله : جمع عبد اللّه . در نزد فقها : عبد اللّه بن مسعود ، عبد اللّه بن عمر و عبد اللّه بن عباس و در نزد محدثين : عبد اللّه بن مسعود ، عبد اللّه بن عمر ، عبد اللّه بن عباس و عبد اللّه بن زبير هستند . عبارت نص : دلالت لفظ بر حكمى كه كلام به خاطر آن ايراد شده چه اصلى باشد يا تبعى و قبل از تأمل دانسته شود كه ظاهر لفظ شامل آن مىشود . عبارت ناميدن آن بدين سبب است كه مستدلّ از نظم كلام به معنا مىرسد و گوينده از معنا به نظم مىرسد ، پس محل عبور است . بنابراين هرگاه به موجب كلامى كه شامل امر و نهى است عمل شود ، استدلال به عبارت نص و نيز عين نص ناميده مىشود . مانند آيه‌ى وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ ( نساء / 3 ) . مقصود اصلى از اين آيه جايز بودن تعدد زوجات است ، اما مقصود تبعى مباح بودن نكاح است . دلالت آيه بر هر دو حكم عبارت نص است . اين اصطلاح حنفيه است اما در مقابل ، جمهور اصطلاح منطوق صريح و دلالت ايما را به كار مىبرند . نظم معنايى كه كلام به خاطر آن ذكر شده است . عبرت به عموم لفظ است نه خصوص سبب : يعنى اگر لفظ عامى به خاطر سبب خاص يا در پاسخ سؤالى يا در هنگام وقوع حادثه‌اى يا غير آن‌ها بيان شود ، نظر به ظاهر لفظ بر عموميت خود مىماند و به سببى كه به آن تعلق گرفته يا به خاطر آن گفته شده اختصاص پيدا نمىكند . برخى از اصوليان از اين قاعده اين‌گونه تعبير كرده‌اند : « ترك الاستفصال فى حكاية الحال ينزل منزلة العموم فى المقال . » عته : نقص عقل ، كم‌خردى . آفتى كه موجب اختلال عقلانى شده و صاحبش دچار پراكنده‌گويى مىگردد ،